اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت هفتاد و ششم :
دکتر که نسبت به دکتر دیروزی مرد جاافتاده تری بود، عینکش را کمی به سمت عقب هل می دهد و بعد از طاها می پرسد:
ـ دکتر دیروزی چی بهت گفت که همراهت باهاش بحثش شد؟؟
ـ گفت که دیگه نمی تونم کشتی بگیرم و قیدشو باید بزنم.
طاها مستاصل پرسید:
ـ نظر شما هم همینه آقای دکتر؟؟
ـ اگه پاتو جراحی نکنی، آره. باید قید کشتی رو بزنی.
دایی نگران یک قدم جلوتر می آید.
ـ یعنی.... میشه منظورتون و
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ماهرخ
5این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
رقیه
2آخ من قربونت بشم💖🦋
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
خدانکنه عزیزم
۲ سال پیشرقیه
3واااای رسیده جای حساسش تحما ندارم صبر کنم😭رمانای آنلاین چرا یکجا نیستن😔
۲ سال پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
من سعی میکنم سریع تر پارت بزارم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لیلا
3خیلی عالیه فوق العاده